ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
1 | 2 | 3 | 4 | 5 | 6 | 7 |
8 | 9 | 10 | 11 | 12 | 13 | 14 |
15 | 16 | 17 | 18 | 19 | 20 | 21 |
22 | 23 | 24 | 25 | 26 | 27 | 28 |
29 | 30 |
اینکه تو رابطه باشی یعنی چی؟
سوالی بود که یه مدت بود فکرامو بهم میریخت!اینکه کسی که تو رابطه میره چه وظایفی داره؟
اصلا رابطه چیه؟اینا همه مثه مته رو ذهنم کار میکردند!تا عمق مخیله م هم میرفتن!
دیروز پیداش کردم!ما با زندگیمون تو رابطه ایم!با خدای بزرگمون تو رابطه ایم!با تمام مردمی که میشناسیم و نمیشناسیم تو رابطه ایم!پس چرا خودمونو محدودکنیم به یه نفر خاص؟چرا باید فک کنیم وظایف تو رابطه بودن فقط مخصوص دو نفر از جنس مخالفه!
آره !درسته!ما تو رابطه بودن رو تعریف نکردیم!ببین دوست من!ما با همه تو رابطه ایم!ولی فقط با یه نفر تو یه مدت مشخص تو یه رابطه ی خاص میریم مثه ازدواج!ولی همونطور که باید تو رابطه ی خاصمونن دروغ نگیم و دورو نباشیمو سعی کنیم قابل اعتماد باشیم تو رابطه های عادی هم باید همینطوری باشیم!با همه ی اون افراد ما تو رابطه ایم!که به همه ضرر میرسونیم!باید بدونیم که رفتارمون تو تموم این رابطه ها باید جواب پس بده!که این ماییم که شخصیتهای مختلفمونو تو رابطه ها نشون میدیم!و اگه تو شخصیتمون تحریفی بوجود میاد تقصیر همین جدی نگررفتن همین رابطه هاست!تو رابطه با زندگی،زندگی یار ماست!چرا بهش خیانت میکنیم؟چرا خودکشی میکنن بعضی از افراد؟چون فک میکنن که فقط یه رابطه وجود داره!اگه تو رابطه با زندگی نباشن همه چیز حل میشه!
ولی بنظر شما اینطوریه؟
خدا وقتی ما رو میافرید به ما عقل رو داد!چرا؟چون فک کنیم!بررسی کنیم ببینیم آیا این چیزایی که میبینیم همینی هستند که نشون میدن؟آیا آفریدن ما با عقلی که سایر موجودات ندارن بی حکمت بوده؟
این درسته که تو رابطه بودن با یه نفر خاص از جنس مادیت رابطه ی ما با خدا و زندگی رو تحت الشعاع قرار بده؟
بنظر من که نه!
زندگی
خدا
مرگ
مردم
خانواده
دوست
اینترنت
همه و همه
ما با همه اینا تو رابطه ایم!ولی چطور میشه که خیانت رو فقط از مرد به زن یا از زن به مرد تو یه رابطه ی خاص میدونیم!
درست فک کنید!این ماییم!کسی که خدا ما رو روی زمین جانشین خودش قرار داد!کسی که اگه بخوایم میتونیم از فرشتگان خدا هم بالاتر باشیم!یک ثانیه!فقط یک ثانیه فک کنید که آیا منطقیه که خودکشی!دروغ به دوست!افسردگی و خیلی چیزا رو خیانت ندونیم؟
مگه ما با خودمون تو رابطه نیستیم؟پس چرا به خودمون ظلم میکنیم؟براتون پیش نیومده که خودتونو گول بزنید!؟نشده توفکراتون به خودتون دروغ بگین؟
نشده که دلتون خون باشه ولی به روی بقیه بخندین؟اینا خیانت نیست؟اگه نیست چیه؟
ما چطور وقتی در رابطه های عادیمون اصول رو رعایت نمیکنیم انتظارداریم تو رابطه ی خاصمون معجزه بشه و همه ی اینا درست بشه!معلومه کسی که همش به خودش و بقیه دروغ میگه تو رابطه ی خاصشم همینه که هست!اینا جزو بدیهیات زندگیمونه!اینا جزو رابطمون با علمه!با عقله!پس بیاید یکم با خودمون فک کنیم!بیاید منطقی مرد و مردونه با خودمون فک کنیم و روراست باشیم!چقدر تو رابطه های عمومیمون تلاش کردیم که الان انتظار خوب بودن تو رابطه های خاصمون رو داریم!؟
چرا اطرافیان ما یکمی دوگولشون رو بکار نمیندازن ببینن که دور ورشون چه خبره!که هدف خدا از خلقشون چیه!که خدا چی میخواسته بهشون بگه؟که همه این رابطه ها اصلا چی هستن!که ما برای چی باید با مرگ هم تو رابطه باشیم؟
اینه اون رابطه ای که ما باید با عقلمون داشته باشیم!
نمیگیم من خیلی میدونم!من فقط سوال دارم!اینه اون کره ی زمینی که خدا انتظارشو داره؟اینه جواب لطفهایی که به ما میکنه؟
بیایید برای یه بارم که شده خودمون باشیم!درست فکر کنیم!درست باشیم!به خدا انتظاری نداره ازمون!فقط کافیه چشم و گوشامونو وا کنیم به صدای اذانی گوش بدیم که صبحا تو خواب میشنویم ولی به جای اینکه بیدارمون کنه بیشتر به خواب دعوتمونمیکنه!چون خودمون خواستیم!
به اعتقاد من ما حرفایی رو میزنیم که تو چشمای طرف مقابلمون میبینیم!یعنی میشه من حرفایی رو زده باشمک که تو چشمای مردمم خوندم؟
پانیک نوشت:
شاید خیلی پراکنده و بد حرف زدم!ولی مدتیه پی یه مستند رو گرفتم که در مورد حقوق زنان و خشونت خانگی و خیانت و تو رابطه بودنه!همه اینا از وقتی اونو میبینم تو ذهنم وول میخوره ولی فرصت واسه بیانشون نبود!
موافقم. صداقت و وجدان باید تو همه ی رابطه ها باشه.
خوبه که اومدی!سپاس از لطف بیکرانت محبوب من!!!
سلام
نظر خاصی ندارم در مرود حرفات
و کلا عالی بود
درود برتو!
چه بد!خیلی برام مهم بود سر این بقیه نظر بدن!آخه یه مشکل همگانیه!فقط مربوط به من نیست!
سپاس
پستتو خوندم درس می گی رابطه کلا به ارتباط بین دونفر گفته میشه و فرقی نداره اون دونفر کی باشن ... و البته وقتی صداقت باشه هر عملی قشنگ تر میشه و روابط هم از این قانون مستثنی نیستن.
موافقیم بهار بانو!

خوش اومدی دوست گلم!!!!!!!
خوب امروز خوندمش .
من خیلی وقته به این موضوعات فکر می کنم و می دونم خیلی از مردم چشماشونو رو این حرفا بستن .
ولی مثالی که من همیشه می زدم مثال دزدی بود . خیلی از مردم از دزدای بزرگ کشور مینالن . می گن اینا دزدن و از این حرفا .
ولی من همیشه معتقدم که مشکل از پایه شروع می شه . خود مردم ، خود آدما گناهکارن و به خاطر گناهکار بودنشون باعث می شن آدمای بدتری روی کار بیان و اوضاع دنیا همینطور خرابتر بشه .
برای مثال من همیشه به اطرافیانم می گم مگه دزدی فقط برداشتن پول یکی دیگه س؟ مثلا من که دانشجوام و درس نمی خونم کارم دزدی نیس ؟ وقت خودم ، همکلاسام ، استادم ، دانشگاه رو می دزدم .
هزینه هایی که باید بدم و الکیه از جیب بابام میره و این یه نوع دزدیه ! نیس ؟؟؟
خوب که نگاه بکنی می بینی که دنیا روابط ساده ای داره ، اینقدر ساده س ، فقط باید چشماتو باز کنی تا ببینی چقدر راحت با یه اشتباه خودت چه اتفاقاتی تو دنیا میوفته .
اینکه الان حکام ظالم تو دنیا حکومت می کنن رو حتی اگه بخوای از منظر غیر دینی بررسی کنی تقصیر خودمونه ! چون ماها خودمون گناهکار بودیم نتونستیم به بقیه واسه گناهشون ایراد بگیریم و اینطوری خودمون با اشتباه خودمون و سکوتمون حکام ظالم رو روی کار آوردیم .
واسه همینه که خدا می گه امر به معروف و نهی از منکرتون که قطع شد بدبختی بهتون رو میاره .چرا ؟ چون که یکی از شرایط این کار همین بی گناه بودنه.این که تو خودت اون گناهو نکنی و بعد یه نفر دیگه رو ازش منع کنی !
بجث خیلی جالبی راه انداختی پانیک ...! حرفات کلی ذهنمو باز کرد !
متشکر
درود بر تو!
سپاس!
چه خوب!خوشحالم که چنین کسایی هیتن که اینا رو بخونن!
دزدی؟؟؟؟
آره واقعا!این یکی از مشکلایی که همه دارن!ولی فقط فکر میکنن دزدی از دیوار مردم بالا رفتنه!
"خدا میگه امر به معروف ونهی از منکرمون که قطع شه بدبختی بهمون رو میاره!"مگه نیوورده؟
درسته!
وای!حال کردم از نظری که گذاشتی دوست من!
خواهش میکنم!قابلتو نداشت اصلا!
تو دسته بندیت «گیاهان» رو از قلم انداختیا
درست میگی. متاسفانه خود واقعیمون نیستیم. به قول خودت حرفا و حرکاتی رو انجام میدیم که تو چشم دیگران میخونیمش و این یعنی نابودی.
جالب اینجاست که این نکات رو همه ما، همه همه ما میدونیم و وقتی جایی مطلبی ازش میخونیم تایید میکنیم ولی درعمل باز همون بازیگران حرفه ای هستیم
باشه گیاهان رو هم میزاریم!البته اون جزو غیره بود!
حاضرم کل عمرمو به جز یک روزش بدم ولی یه روز رو بدون نقاب در کنار مردم زندگی کنم و مردم رو هم بدون نقاب ببینم!
آره همینطوریه که تو میگی!
نمیدونم چرا اول نظر گذاشتم بعد اسمم رو نوشتم.
برای همین اسمم نصفه افتاد «همرن»
عیب نداره!

بس که پستام قشنگه حول شدی فرزندم!!!خخخخ
شوخی کردم!
تو هر جور باشی برای من ارزشمندی!
با کل جمله ها موافق بودم بجز یکی که گفتی چرا وقتی دلمون خونه به بقیه میخندیم!
میدونی چرا؟چون مثلا ما توی یه رابطه ی عادی با دوستمون هستیم که تازه باهاش آشنا شدیم نمیتونیم از اون اول بیایم از بدبختی هامون بگیم نمیشه اون موقع همون روابط عادی هم بهم میریزه پس ترجیه میدیم به خودمون خیانت کنیم تا به روابط عادی با دوستامون.دردامون هم میذاریم واسه دوستای قدیمی چندین ساله که همیشه هروقت گرفتاری رو سرمون میباره عین چتر روی سرمون رو میپوشونن!ینی هرکسی ظرفیت درد و دلامون رو نداره من که به شخصه به هرکی بیشتر بگم عزیزم و دوستت دارم و بیشر باهاش بخندم از نظر وجودی از من دور تره!من میشه آدمایی که واسم مهمن رو اذیت میکنم!
ببخشید زیاد حرفیدم!یه کم هم قاطی پاطی گفتم
موافقممممممممممممممم................
نه بابا اتفاقا قشنگ حرف زدی!ولی منم برا اون حرفا دلیلی داشتم!از این دیدی هم که تو بهش نگاه کردی میشه نگاه کرد!
منم قبلا عقیده ام مثه تو بود
جالب بود ولی خوب منم یه نظرایی دارم
ما میتونیم با اطرافیانمون رابطه داشته باشیم یا نداشته باشیم.یعنی اختیار داریم اما توی زندگی این اختیار رو نداشتیم که حالا مجبور باشیم باهاش خوب باشیم.همه ادم های اطرافمون هم صادق نیستن که ما باهاشون صادق باشیم نمیگم صادق بودن بده اما واقعا یکسری ها هستن که احساس میکنن خوب بودن باهاشون وظیفته.میدونی چی میگم؟ خودم نمیدونم!!
یه چیزایی توی ذهنمه بیانش برام سخته